Iran’s Forgotten Prisoners: The Case of Hossein Ronaghi

Iran’s Forgotten Prisoners: The Case of Hossein Ronaghi




As the world applauds the release of prisoners by the regime in Iran, political dissidents within the country continue to suffer unjust persecution, repression and death. The truth surrounding their charges, arrests and the breadth of their struggle continues to be lost in the mainstream narrative on Iran.

This past week, Iranian blogger and activist Hossein Ronaghi Maleki was forced to return to Tehran’s Evin Prison to resume serving his 13-year sentence. Maleki, who was out on medical leave, provides a compelling example of Iran’s defiant dissidents who remain forgotten in the discourse surrounding Iran.

Maleki, 29, became known to many Iranians during the 2009 uprising and protests that followed. Maleki was an active blogger and joined others in the movement of underground cyber activism in Iran. He was the founder of Iran Proxy, a group focused on the maintenance of proxies that allow activists and journalists to circumvent internet censorship inside Iran.. He also authored a number of blogs that were critical of the current regime.

Arrested on December 13, 2009, Maleki was reportedly held in solitary confinementfor 10 months. The charges against him alleged membership in an illegal organization, posing a threat to national security and other vaguely worded charges about insulting the Supreme Leader and distributing propaganda against the regime.

He received a 15-year sentence for these accusations. In 2012, Maleki was granted a temporary leave from prison, but was again arrested for his involvement in organizing relief for earthquake victims in his home province of East Azerbaijan. He successfully appealed the sentence that would have convicted him for supposedly gathering and colluding to harm national security.

During his term in the notorious Evin Prison, Maleki was subjected to torture and inhumane treatment. As a result of the torture and severe medical negligence, Maleki developed a kidney condition and continues to suffer from related complications. Maleki staged hunger strikes based on the denial of medical leave for his condition and his ongoing mistreatment while in custody.

His arrest and trial not only hardened his resolve, but also earned Maleki respect and support among Iranians. For the younger generation, he serves as a symbol for today’s activists — one who utilizes technology and the internet to bolster the struggle for free expression in Iran and throughout the world. For activists abroad, he was a source of inspiration and commitment to those who are seeking forward-thinking political change.

In June of 2015, Maleki was finally granted medical leave after posting bail. However, despite his deteriorating medical condition and his eligibility for parole, Maleki was ordered to return to Evin prison this month. Throughout this ordeal Maleki has refused to remain silent. In a series of defiant posts on Twitter, Maleki has criticized the regime and his mistreatment before turning himself into authorities.


Might be last post but I’m determined to gain my freedom bec I’m innocent.
The response to opinions is not prison.

— Hossein Ronaghi (@HosseinRonaghi) January 19, 2016

His Tweets included:

“Might be last post but I’m determined to gain my freedom bec I’m innocent. The response to opinions is not prison.”

“My main charge is defending freedom of speech (against censorship) for which I was handed an unjust 10-yr prison term. @proxyiran”

“Mr. Zarif, it is wrong of you to deny the truth and ignore issues. Look at political prisoners and imprisoned journalists with open eyes.”

“Pressured by IRGC Intelligence unit to return me to prison, the Tehran Prosecutor issued an official order to confiscate my bail collateral.”

“I will not bow down to the baseless & groundless charges of the judiciary nor will I accept the unjust verdict.”

Maleki’s words are particularly haunting as he prepares himself to reenter a place he may never leave alive. The conditions in  the Iranian regime’s prisons, particularly for those charged with political crimes remain horrid – part of a concerted effort under the regime to torture those who have committed crimes against the state while attempting to spread fear among the population. Medical negligence is routinely cited as a means by which the regime has tortured and murdered dissidents while refusing to acknowledge responsibility or improve conditions.

Amnesty International designated Maleki a prisoner of conscience, illustrating that, despite all the talks of moderation and political change in Iran, there remains little room for free expression within the country. In 2012, Iranian blogger Sattar Beheshti was arrested and murdered while in custody for online comments he made against the regime. Maleki’s father has gone on record stating, “They want to turn him into another Sattar Beheshti”. While much of the Western world hails a supposed new era and relationship with the regime in Iran, little appears to have changed for Iran’s dissidents.

The threat to Maleki exists not only within the prisons of Iran, but also perpetuates in discourse surrounding the issue. At a time in which our attention is focused on the release of few prisoners and Javad Zarif is allowed to deny imprisonment of dissidents on American television outlets, a larger issue has evolved for Iranian activists. As dissidents are systematically silenced, and exiled from the narrative on Iran, the challenge becomes to remind the world of their fight, and the hope for real change in Iran. The responsibility to be their voice then must shift to us, and we must carry on their spirit of defiance and hope.

Read More about Hossein Ronaghi Maleki from Persian2English


زندانی سیاسی فراموش شده ی ایرانی: حسین رونقی ملکی

ترجمه شده توسط احسان قرائي و بهروز مقصودي

نویسنده: حمید یزدانپناه

در حالیکه جامعه جهانی از آزادی زندانیان در ایران استقبال میکند، مخالفان داخل کشور کماکان از دادرسی ناعادلانه و

سرکوب رنج می برند. آنچه در این بین ناگفته مانده است داستان زندانیان سیاسی، رنج خانواده هایشان و سختی هایشان

برای رساندن صدایشان است، که قسمتی از قرارداد اخیر نبوده اند.

در هفته گذشته، حسین رونقی ملکی، وبلاگنویس و فعال سیاسی ایرانی مجبور به بازگشت به زندان اوین تهران برای سپری

کردن 13 سال محکومیت خود شد. ملکی که در مرخصی پزشکی به سر می برد، نمونه مشخصی از مخالفان مبارز

ایرانیست که در مباحث پیرامون ایران فراموش شده به نظر میرسند.

حسین رونقی ملکی، 29 ساله، برای اکثر ایرانیان به واسطه قیام سال 88 و تظاهرات پس از آن، نامی شناخته شده است.

ملکی یک وبلاگنویس فعال و مشارکت کننده در فعالیتهای مجازی زیرزمینی در ایران بود. او بنیانگذار «ایران پراکسی»

بود، گروهی که به طور متمرکز برای ایجاد پراکسیها جهت عبور فعالین و روزنامه نگاران از موانع سانسور اینترنتی در

داخل ایران فعالیت میکرد. او همچنین نویسنده تعدادی از مقالات اینترنتی بود که دیدگاه انتقادی نسبت به رژیم داشت.

ملکی در تاریخ 13 دسامبر 2009 دستگیر و بر اساس گزارشات ده ما در سلول انفرادی نگهداری شد. اتهامات علیه او

شامل عضویت در یک سازمان غیر قانونی، اقدام علیه امنیت ملی و همچنین اتهامات مبهم دیگر مانند توهین به رهبر و

تبلیغ علیه نظام بوده است. حکم وارده به وی به جهت این جرایم 15 سال حبس است. در سال 2012، به ملکی مرخصی

موقت داده شد، اما وی بار دیگر به جرمسازماندهی کمکهای مردمی برای آسیبدیدگان زلزله در استان محل تولدش،

آذربایجان شرقی دستگیر شد. او به حکم وارده که «تجمع و تبانی برضد امنیت ملی» بود اعتراض کرد و در پایان موفق به

اثبات بیگناهی خود شد.


ملکی در دورانیکه در زندان بدنام اوین به سر میبرد، مکرراً مورد شکنجه و رفتار غیر انسانی قرار گرفت. به جهت این

شکنجه ها و کمبود امکانات پزشکی، ملکی به بیماری کلیوی دچار شد و کماکان از عوارض مربوط به این بیماری رنج می

برد. به علت این شکنجه ها و کمبود رسیدگی پزشکی در زمان بازداشت، ملکی چندین بار دست به اعتصاب غدا زده است.

بازداشت و محاکمه وی، نه تنها اراده او را تضعیف نکرد، بلکه برای او احترام و نامی در بین ایرانیان آزادیخواه دست و پا

کرد. برای نسلهای جوانتر، او سمبلی از یک فعال نوگرا بود که از تکنولوژی جدید برای کمک به آزادی بیان استفاده

میکرد. برای فعالین خارج از کشور، او نمونه ای  الهامبخش از کسانی بود که دست به مخالفت با رژیم حاکم میزدند.

در نهایت در ژوئن 2015، به ملکی پس از پرداخت وثیقه، مرخصی پزشکی داده شد. با وجود وضعیت درمانی رو به

وخامت او و واجد شرایط بودن برای آزادی مشروط، در این ماه به ملکی دستور داده شد تا به زندان اوین باز گردد. در

طول این دوران، ملکی سکوت را نپذیرفت و در سلسله نوشته هایی قبل از بازگشت دوباره به زندان که در توئیتر انتشار

یافته است، رژیم را مورد انتقاد قرار داده است.

نوشته های او شامل این پستها می شود:

“شاید این آخرین پست باشه اما برای آزادی خودم مصمم هستم برای رهایی تلاش خواهم کرد چون بی گناهم. پاسخ اندیشه زندان نیست”

“اتهام اصلی من دفاع از آزادی بیان (مبارزه با سانسور) است که بخاطر آن به ده سال حبس ناعادلانه محکوم شده ام”

دربند نگاران روزنامه سیاسی، زندانیان باز چشمانی با است، اشتباهی و نادرست کار حقایق و مشکلات کتمان ظریف”آقای و … را ببینید.”

“اخطار رسمی برای ضبط وثیقه ها به دستور دادستانی تهران و با فشار اطلاعات سپاه برای بازگرداندن من به زندان صادر شده است.”

“من در برابر احکام بی پایه و بی اساس قوه قضاییه سر تعظیم فرود نخواهم آورد و حکم ناعادلانه را نخواهم پذیرفت”

سخنان ملکی از آن جهت مخاطره آمیز است که او در آستانه بازگشت به جهنمی است که ممکن است هیچگاه از آن زنده خارج نشود.

وضعیت در زندان های ایران، خصوصاً برای افرادی که به دلیل جرائم سیاسی دوران محکومیت خود را سپری میکنند، اسفناک باقی

مانده است. این وضعیتهای ناخوشایند قسمتی از تلاش هماهنگ رژیم برای شکنجه کسانی است که مرتکب جرائم ضد حکومتی شده

اند. اهمال های پزشکی مرتّباً به عنوان شیوه ای برای شکنجه و قتل مخالفان عنوان شده است در حالیکه رژیم از قبول مسئولیت سر

باز میزند.

سازمان عفو بین الملل رونقی را به عنوان زندانی عقیدتی تعیین کرده است و واقعیت این است که با وجود تمام صحبتهایی که از

اعتدالگری و تغییر در ایران می شود، فضای کمی برای آزادی بیان در این کشور وجود دارد. در سال 2012، وبلاگنویس ایرانی

ستار بهشتی به دلیل نظراتش در فضای مجازی بر علیه رژیم، ابتدا دستگیر و سپس در حالیکه در بازداشت به سر میبرد به قتل

رسید. پدر ملکی در مصاحبه ای اظهار داشته است: «آنها می خواهند که او را تبدیل به یک ستار بهشتی دیگر کنند». در حالیکه

اکثر کشورهای غربی، عصر جدید در ایران تحسین می کنند، تغییرات اندکی برای مخالفین ایرانی به چشم میخورد.

تهدید علیه ملکی صرفاً فقط در درون زندانهای ایران نیست، بلکه در مباحث پیرامون موضوع نیز هست. در زمانی که توجه ما تنها

متوجه آزادی تعداد محدودی از زندانیان بوسیله رژیم است و در زمانه ای که جواد ظریف اجازه مییابد آشکارا در رابطه با مقوله

زندانیان سیاسی در تلویزیونهای آمریکا دروغ بگوید، خطری بسا بزرگتر فعالین سیاسی ایرانی را تهدید میکند. خطر فراموش شدن و

تبعید شدن به سیاه چالهایی که نه صدایشان و نه جسم شان یارای خارج شدن از آن را ندارند. مسئولیت رساندن صدایشان به عهده

ماست و ما باید روحیه مبارزه طلبی و امیدشان را به دوش بکشیم.

Leave a Reply

Please log in using one of these methods to post your comment: Logo

You are commenting using your account. Log Out /  Change )

Google photo

You are commenting using your Google account. Log Out /  Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out /  Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out /  Change )

Connecting to %s